|
سلام بچه ها خوووووووووووووووبین منو ببخشید که خیلی دیر آپ کردم. خیلی دلم براتون تنگ شده بود. امروز با تو سخن خواهم گفت اما نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه..... امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا. چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست... ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو. حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست.... کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد... پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد... دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟ می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد... می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد.. می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟..... می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟......... پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته..... دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم .... و دوستت دارم... او مرا دوست نداشت آن قدر دوستت دارم كه هر چه بخواهي همان را بخواهم اگر بروي شادم اگر بماني شادتر تو را شادتر مي خواهم با من يا بي من, بي من اما شادتر اگر باشي ، كمي ، فقط كمي نا شادم و اين همان عشق است، عشق همين تفاوت است كه به مويي بسته است و چه بهتر كه به موي تو بسته باشد ، خواستن تو فقط يك مرز دارد كه نخواستن توست دوست دارم....؟ وقتی خواستی جدا شی قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشی ولی زدی شکستیش بدون هیچ بهونه عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میمونه چقدر دلم هوایت را دارد، نمیخواهم باز هم ای کاش هایم را جاری سازم اما... اما دلم هوایت را دارد. دلم میخواست دیدار دوباره ای بود و میتوانستم تمامی خاطرات عشق تلخ و شیرینت را به یاد بیاورم. هر چند که هیچ یک از لحظه های با هم بودن و به یادت بودن را فراموش نکرده ام. دلم میخواهد برایت ابراز دلتنگی کنم اما فایده ای در این کار نمیبینم. در شب آرزوهایم برای آرزوهایت دعا کردم بهترینم، من که فاصله ام با آرزوهایم زیاد است و زیاد تر هم میشود اما امیدوارم که تو به آرزوهایت نزدیک شوی. باز هم میگویم که دوستت دارم، یعنی هنوز هم دوستت دارم. با اینکه فاصله ام با تو زیاد شده است اما هنوز هم فراموش نشده ای و هنوز هم همانند گذشته در درونم جای داری. باز هم میگویم که تو کسی هستی که تا آخر عمر فراموش نمیشوی. میدانم که گفتن این حرف ها بی فایده است اما آرامم میکند، اما نه آن گونه که تو آرامم میکردی. میدونم آخرش منو تنها میزاری گلم ......... ولی بدون خیلی دوست دارم..............؟ تازه آپ کردم نظر ندین دعا میکنم کچل بشین + نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387 12:32 توسط ehsan va khale |
|